|
|
ایرانی ها به آشنایی با هیچ ایسمی جز دگماتیسم احتیاج ندارند. |
|
شورای عالی انقلاب فرهنگی به رياست محمود احمدی نژاد، سياست های عرضه و نمايش فيلم های سينمايی و مواد سمعی و بصری خارجی را تصويب کرده است.بر اساس اين مصوبه، "توزيع ونمايش فيلم هايی که به تبليغ مکاتبی همچون سکولاريسم، ليبراليسم، نيهيليسم يا فمينيسم می پردازند و فرهنگ های اصيل جوامع دينی را تخريب و تحقير می کنند" ممنوع است.همين امر، يعنی وابسته شدن اجرای مصوبات به سليقه و برداشت خاص مجريان از قانون، موضوع تازه ای نيست و به خصوص در حوزه های فرهنگی و هنری همواره وجود داشته است. از همين رو، به گمان بسياری از فعالان اين حوزه ها، مصوبه اخير شورای عالی انقلاب فرهنگی، بيرون از چنين چارچوبی نخواهد بود و از همين رو، ترديدهايی جدی درباره مثبت بودن و يا حتی عملی بودن آن وجود دارد .
فعالیت های فرهنگی و سیاسی اخیر دولت احمدی نژاد به سمتی می رود که عاقبتش را یکبار لمس کرده ایم و داغ ننگ آن رویکرد ها را اینک همراه داریم وتا سالها نیز بر تن خود حس خواهیم کرد.
راه و سلوکی که در آن شناخت هر ایسمی جرم محسوب می شد و در آن غوغاوار فریاد بر می آمد اسلام (آن هم اسلامی که ما می گوییم) در بر گیرنده تمامی ایسم های خوب دنیاست و جز آن هر تفکری حمله به تمامی مقدسات ما مسلمانان؟؟ محسوب می شود.
اینکه زنان از فیمینیسم بدانند یک جرم محسوب می شود. زیرا حکومت اسلامی ایران دوست دارد تا ابد بدون واقعیت بینی فیمینیسم را معادل زنسالاری ترجمه کند و با این رویکرد حداقل جامعه مردان را در مقابل فیمینیسم آرایش دهد.
پس معقول می نماید که جلوی فیلم هایی با مضامین فیمینیستی گرفته شود تا مبادا زنان و مردان جامعه متوجه شوند فیمینیسم فریادیست بر علیه بردگی زن.جنبشی است برای برابری واقعی زن ومرد.نه برابری شعارگونه و ظلم آشکار قانونی. زنان در ۸سال گذشته از فضای اندک متعادل پیش آمده تا حدودی استفاده کردند و اولین گامهای رهایی از آنچه مردسالاری می نامیدند برداشتند ولی نتایج این آزادی برای عده ای زنگ خطری را بصدا در آورده است که چاره را در برچیدن نام فیمینیسم از تمامی ورودی های فرهنگی ایرانی دانسته اند. در مورد کتابهای حاوی این مطالب که هیچ دغدغه ای ندارند زیرا کمتر ایرانی می تواند به کتابی تحریف نشده دست یابد و این شرایط بر جامعه ای حاکم است که سرانه کتاب خوانی در آن از چند دقیقه تجاوز نمی کند. و اگر هم زمانی صرف کتاب شود در میان آماج کتابهای مبتذل فهیمه رحیمی و سیدنی شلدون ها که با هزار رغبت حتی در نمایشگاه های عرضه محصولات دینی نیز دیده می شود جایی برای کتابهایی چون جنس دوم سیمون دبوار باقی نمی گذارد. گویا کسانی دوست دارند زنان را به زنان تحصیل کرده ای که از مطبخ تا بستر تمام وسعت دنیاشان باشد تبدیل کنند.
رفتار دولت احمدی نژاد و وضعیت ایران ۱۳۸۴ مرا به یاد کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول می اندازد.جامعه ای حزب سالار تحت کنترل پلیس اندیشه.
انسانها در جامعه حزب سالار به خودی خود بی ارزشند زیرا تا چشم کار می کند آدم متعهد در جامعه وجود دارد.مردان و زنان خوب و درگیر زندگی و فارغ از هر زنده باد و مرده باد. انسانها زمانی خوبند که در راستای اهداف حزب حرکت کنند. که هستند؟چرا به دنیا آمده اند؟ و چه کار باید بکنند همه و همه با تفکر حزبی پاسخ خواهند یافت.
دولت جدید دوست دارد ایرانی را اینگونه تعریف کند: یک مسلمان مسلمان مسلمان متاسفانه ایرانی که بدنیا آمده تا تمامی رنجهای دنیا را تحمل کند تا حکومت اسلامی ایران سرآمد تمامی حکومتهای عالم دوام یابد چه بوسیله جنگ و دشمنی با بیگانگاه که از بدو تاریخ همیشه چون خفاش از نور زیبای حکومت عادلانه ما گریخته اند هم با برادران داخلی که شیطان بزرگ در روحشان حلول کرده و گاهی از واژه های بدی چون آزادی
دموکراسی استفاده می کنند.در جامعه حزب سالار مردم هر دروغی را به راحتی می پذیرند حتی با اینکه یقین دارند دروغ است.همه اسیر دوگانه باوری اند.تقلب را می بینند ولی نتیجه را می پذیرند. ظلم قانون را احساس می کنند ولی آنرا با تمام نقص و تیرگی اش اجرا می کنند.حزب به خصوصی ترین حریم ها وارد می شود . مردم چه بخوانند چه ببینند چه بپوشند چه چیز به دردشان می خورد؟ برای رسیدن به خداوند کدام راه را باید برگزینند تا جزء منافقین نباشند.و حتی به هنگام ازدواج برای حزب چند بچه تولید کنند.
انسانیت در راستای اهداف حزب تعریف می شود.
دولت جدید پا را فراتر نهاده و در راس برنامه های سیاسی و اقتصادی خویش مقدمات ظهور را فراهم می آورد و در این باب دست به نامه نگاری نیز زده است. این رفتارهای عوام فریبانه چه سرانجامی در پی خواهد داشت.؟ یارکشی سیاسی در ایران به میان ائمه نیز کشیده شده و با توسل به نام آنها افکار افراطی و یکجانبه و ارتجاعی خود را قانون می کنند.
![]() امیدوارم حکومتهای اینگونه برنامه ای برای نجات بشر از سوالات خالق بی همتا درباره دیده بستن بر حقایق کتمان شده توسط ما به دستور دولت های خدمتگذار داشته باشند.
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1384ساعت 11:36 بعد از ظهر توسط یوحنا
|
|
||
|
|
هیتلر - پینوشه - صدام ...به چه می اندیشد؟ |
|
|
یک جمله در مورد این عکس..؟!
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط یوحنا
|
|
||
|
|
دوست ندارم برای در آرامش نوشتن نیچه پنکه اختراع کنم. |
|
|
امروز یکی از دوستام که مدتها بود از اینجا رفته بود رو دوباره دیدم. با هم رفتیم توی طبیعت. هوا عالی بود.به قول دوستم "ملس". سر ذوق بودم. هم از دیدن طبیعت هم از دیدن دوستم.هم از چیزی که نمی دانم چیست. زمین پوشیده از برگ های نارنجی درختهایی بود که هنوز خیلی از برگ های سبزشون رو نگه داشته بودن.آفتاب تنبلی هم می تابید که به نظر من بیشتر به حس خنکی هوا کمک می کرد. روی یه تخته سنگ کنار آب نشستیم و از هر دری حرف زدیم. توی ماشین نوار دکلمه های اخوان ثالث گذاشته بود.دکلمه شعرهای بود که من در کتاب های بعد از انقلابش ندیده بودم.. بیاد تفکرات میهن پرستانه اش افتادم.دوست رزتشت پیامبر و معتقد به رنج خلق. یک انقلابی خاموش. هنوز همانگونه می اندیشید و همانگونه دوست می داشت...از صحبت هایم فهمید که در درس عقب مانده ام واز من دلیلش را پرسید.. : رشته ام را دوست ندارم.. می گویند چه آدم مسخره ای؟!! نمی تواند انتگرال بگیرد.. نمی تواند بارگذاری روی تیر انجام دهد!! چه مهندس مسخره ای. ولی من هرگز نمی خواسته ام مهندس خوبی باشم. و از اینکه نمی توانم انتگرال را حل کنم نگران نیستم. اتفاقاٌ خوشخالم.. زیرا همیشه کسانی هستند که بجای من انتگرال حل می کنند و بر روی تیرها بارهای بی نقص می گذارند و در عوض به من اجازه می دهند بدون دغدغه زلزله و بیماری از حاصل انتگرالهاشان آسوده به آنچه که می خواهم بیاندیشم. برای من مهندسین و دکترها تنها از این لحاظ با ارزشند که به ما مجالی می دهند تا فراق از هرآنچه موانع آسایش و حیات انسان است. آسوده بیاندیشم.همیشه در دنیا حسابدارانی هسنتد که بجای ما کم و کاست اقتصادی را تا سه رقم اعشار حساب کنند وتکنسین هایی که شبانه روز بیدارند تا هواپیمای عزیزانمان به کوه نخورد و یا وکلایی که راه های گریز از قانون را زیرکانه از لابلای قوانین بیابند و در قبال اندک پولی به ما هدیه دهند. در همین دنیا کسانی هستند که فارغ از این ماجرایند و بر روی سالها تجربه دانشمندان می آرامند و بجای تمامی آنها به زندگی می اندیشند. دوست ندارم برای در آسودگی نوشتن نیچه پنکه اختراع کنم. برای طراح بزرگی که ترمز ای بی اس را طراحی کرده است چه سعادت و خرسندی در میان است آنگاه که بی نقص کارکردنش را به لطف خدا می دانیم. (- خدا رحم کرد...!) و نقص اش را زاییده قضا و قدر. (- قسمت بود در تصادف بمیرد..!!). مازیار لبخند می زد و من احساس کردم از این سفسطه ام خوشش آمد. درست مثل گذشته.. " ســردر گریبــانی بشـر جاودانه باد! آمین." |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 8:12 بعد از ظهر توسط یوحنا
|
|
||
|
|
ابراهيم نبوی، طنزپرداز ايرانی به جايزه فرهنگی پرنس کلاوس دست يافت |
|
برندگان سال 2005 جايزه فرهنگی بنياد پرنس کلاوس، شاهزاده هلند که سالانه به منظور توسعه فرهنگ به هنرمندان، متفکران و بنيادهای فرهنگی اعطا می شود، اعلام شدند. ابراهيم نبوی، طنزپرداز ايرانی نيز از جمله اين برندگان است.جايزه اصلی امسال به جاناتان شاپيرو (با نام مستعار زاپيرو)، کاريکاتوريست اهل آفريقای جنوبی تعلق يافت. سال گذشته اين جايزه به محمود درويش شاعر فلسطينی اهدا شد. اين جايزه که برای نخستين بار در سال 1997 اعطاء شد، هر دوره بر موضوع مشخصی تمرکز می کند و از ميان دست اندرکاران و فعالان آن رشته که اهل کشورهای آفريقايی، آسيايی، آمريکای لاتين و منطقه کارائيب هستند، کسانی را برمی گزيند. ابراهيم نبوی نويسنده و طنزپرداز ايرانی نيز در ميان اين برندگان است که جايزه ای به ارزش 25 هزار يورو به او اهدا خواهد شد. اين بار سوم است که جايزه پرنس کلاوس به فرهنگ و ادبيات ايران اعطاء می شود. در سال 1998 رخشان بنی اعتماد کارگردان سينمای ايران بخاطر نگاه ويژه اش به زنان در آثار سينمايی اش اين جايزه را بدست آورده بود. اين جايزه همچنين در سال 2001 به بنياد "جهان کتاب" بخاطر نگاهی انتقادی به فرهنگ و ادبيات ايرانی اعطا شده است. شايد او جزو معدود برندگان اين جايزه باشد که در کشور متبوع خود زندگی نمی کند. در ميان نوشته های طنز نبوی که در انتخاب او در ميان ده طنزپرداز برگزيده اين جايزه موثر بوده به دو مطلب از رشته طنزهايی که از او در سايت فارسی بی بی سی آمده، اشاره شده است. نبوی تاکنون جوايز متعددی به خاطر نوشته هايش در زمينه طنز دريافت کرده از جمله سه سال پياپی به عنوان طنزنويس برگزيده مطبوعات ايران معرفی شد که سال آخر زمان اهدای جايزه اش بخاطر نوشته طنزآميزش در زندان بسر می برد. او همچنين در سال 1999 برای دفاع از آزادی بيان به جايزه هلمن -همت دست يافت. ابراهيم نبوی در گفتگويی با بخش فارسی بی بی سی درباره علت انتخاب خود در ميان برندگان اين جايزه گفت: "نمی دانم چرا اين جايزه به من اهدا شد. احتمالا به اين دليل که من طنزنويس هستم، ولی مسئولان بنياد پرنس کلاوس گفتند که اين جايزه را بخاطر ارزش های انسانی در طنزهای من اهدا کرده اند." گزیده ای از طنز ابراهیم نبوی که برایتان از سایت بی بی سی انتخاب کرده ایم: "دوازده صندلی" تفاوت صندلی شورای نگهبان با مجمع تشخيص مصلحت چيست؟ واقعيت اين است که صندلی های مختلف در مجمع تشخيص مصلحت و شورای نگهبان و مجلس و رياست جمهوری با هم تفاوت اساسی دارند. تفاوت اين صندلی ها به جنس، شکل، طول عمر و چيزهای ديگر آنها برمی گردد، لذا برخی تفاوتهای صندلی های مذکور برای درک بيشتر خوانندگان به اين شرح عنوان می شود:
۱) صندلی های شورای نگهبان تعدادشان ثابت است و 12 صندلی بيشتر نيست، اما صندلی های مجمع تشخيص مصلحت بر اساس مصلحت کشور و وقايع ناگوار تعدادشان کم و زياد می شود. ۲) وقتی کسی روی صندلی شورای نگهبان می نشيند عمر سياسی اش شروع می شود و آنقدر روی آن می نشيند تا عمر طبيعی اش تمام شود، اما وقتی کسی عمر سياسی اش تمام شد، روی صندلی مجمع تشخيص مصلحت می نشيند. ۳) صندلی های شورای نگهبان مثل مبل راحتی است، وقتی کسی روی آن می نشيند ديگر دلش نمی خواهد از روی آن تکان بخورد، اما صندلی های مجمع تشخيص مصلحت مثل تخت بيمارستان است، وقتی کسی نمی تواند تکان بخورد روی آن می نشيند. ۴) صندلی های شورای نگهبان مثل ميز رزرو شده رستوران است، هم معلوم است چه کسی رويش می نشيند و هم هيچ کس ديگری حق نشستن روی آن را ندارد، اما صندلی مجمع تشخيص مصلحت مثل صندلی های مراسم عروسی است، هرکسی هرجا صندلی خالی ديد روی آن می نشيند و هر وقت کسی از جايش بلند شد، هرکس ديگری که از راه برسد، جای او می نشيند. ۵) صندلی های شورای نگهبان بزرگ است، به همين دليل هرکسی هر چقدر هم که کوچک باشد وقتی روی آن می نشيند به نظر می رسد که خيلی آدم بزرگی است، اما صندلی مجمع تشخيص مصلحت مثل صندلی های مدارس دبستان است، آدم وقتی روی آن می نشيند خود به خود به نظر کوچک می رسد. ۶) صندلی های شورای نگهبان مثل يک دست مبل استيل است که همه شان مثل هم هستند و آدم هايی که روی آن می نشينند هم مثل هم هستند، فقط بعضی از آنها که قديمی تر هستند بيشتر سروصدا می دهند و بيشتر هم روزهای جمعه سروصدا می دهند، اما صندلی های مجمع تشخيص مصلحت هرکدام يک شکل هستند و معمولا از آنها هيچ سروصدايی بلند نمی شود. هرکسی وارد مجمع تشخيص مصلحت می شود با خودش صندلی هم می آورد. ۷) وقتی کسی روی صندلی شورای نگهبان می نشيند ديگر مطمئن است که هيچ مشکلی برايش پيش نمی آيد، اما تازه بعد از اينکه برای کسی مشکلی پيش آمد، روی صندلی مجمع تشخيص مصلحت می نشيند. "خاتمی و اين هشت نفر" مصطفی معين و خاتمی خاتمی مثل يک بنز شيک مشکی است که راننده اش با سرعت ۱۵۰ کيلومتر شروع به حرکت کرد، اما بعد از يک تصادف کوچک و رد شدن از يک چراغ قرمز ترسيد و با سرعت ۴۰ کيلومتر به راهش ادامه داد، در نتيجه همه ماشين ها از او جلو زدند. معين شبيه يک موتور گازی پر سروصداست که با سرعت دارد می رود و چون می خواهد به بقيه ماشين ها که جلوتر از او هستند برسد، از هر چراغ قرمزی هم رد می شود. در ضمن بيست نفر دارند با مشارکت همديگر موتور گازی معين را هل می دهند و هر از گاهی يکی از آنها زخمی می شود. محمود احمدی نژاد و خاتمی خاتمی مثل يک شنيتسل مرغ است با سالاد، وقتی آنرا می خوری احساس می کنی غذای خوشمزه ای خورده ای، اما اگر هر فعاليتی بخواهی بکنی، بخصوص اگر دونده تندرويی باشی يا اهل رفتن به خيابان باشی و يا جوان باشی يا در گذشته گرسنگی و بيچارگی کشيده باشی، بلافاصله گرسنه ات می شود و دلت می خواهد شکمت را با هر چيزی که در خيابان می فروشند، بخصوص همبرگری شبيه مک دونالد آمريکايی پرکنی، البته بعد از خوردن آن غذای خوشمزه سليقه ات بالا می رود و ديگر آبگوشت نذری نمی توانی بخوری. احمدی نژاد مثل آبگوشت نذری است که در يکی از خرابه های اطراف مصلی بوسيله هيات ايثارگران داده می شود. اول بايد توی صف بايستی، در صف تنه می خوری و پايت را له می کنند. بعد وسط صف کتک کاری می شود. بعد هم سر يک سفره بزرگ می نشينی و بوی جوراب را با تمام وجود احساس می کنی. آبگوشت پر از چربی است و نپخته است. وسط غذا دائم تنه می خوری و وقتی از آنجا بيرون آمدی تا چند روز دچار نفخ می شوی. محسن مهرعليزاده و خاتمی خاتمی مثل يک آدم خوش تيپ است که هر لباسی بپوشد به او می آيد، او با وجود اينکه عبا و عمامه دارد، وقتی حرف می زند همه فکر می کنند يک کت و شلوار شيک پوشيده و يک کراوات قشنگ زده است. مهرعليزاده مثل يک کت و شلوار شيک است که کسی در آن به سر نمی برد.
ما هم دریافت این جایزه را به سید ابراهیم نبوی تیریک می گوییم. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط یوحنا
|
|
||
|
|
اخبار دانشجویی |
|
|
تجمع دانشجويي در لرستان . شماري از دانشجويان دانشگاه لرستان پنجشنبه در انتقاد از خدمات رساني نامناسب و وضعيت آموزشي نامطلوب در اين دانشگاه تجمع اعتراض آميز برپا كردند. تجمعكنندگان كه حدود سيصد نفر بودند، نسبت به عمل نكردن اين دانشگاه به تعهداتش در قبال دانشجويان اعتراض كردند. يكي از اين دانشجويان در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت: سال هشتاد و دو اين تعداد دانشجو در چهار رشته كارشناسي مديريت بازرگاني، تاريخ، زبان و ادبيات فارسي وانگليسي به صورت نيمه حضوري در اين دانشگاه پذيرفته شدند. "اكرم اسماعيلي" افزود: كمبود فضاي آموزشي، عدم رسيدگي به مشكلات دانشجويان، نداشتن سرويس رفت و آمد، بالا بودن شهريه، نداشتن مدير گروه، نبود اساتيد مجرب براي تدريس دانشجويان و برگزاري كلاسها در دو روز پاياني هفته از جمله مشكلات كنوني اين دانشجويان است. تحصن دانشجويان دانشگاه هنر وارد سومين روز شد . دانشجويان متحصن دانشگاه هنر در اعتراض به صدور حکم تعليق دو ترم تحصيل دو تن از دانشجويان شوراي صنفي دانشگاه، دومين شب تحصن خود را در محوطه دانشگاه به سر بردند. تجمع اعتراض آميز جمعي از دانشجويان دانشگاه هنراز صبح روز دوشنبه تا امروز در محل دانشگاه ادامه دارد وعليرغم درخواستهاي مكرر دانشجويان و به گفته آنها تاکنون هيچ يك از مسؤولان دانشگاه پاسخگوي آنها نشده است. متحصنين سحري خود را در دانشگاه خوردند . يکي از دانشجويان متحصن اظهار کرد:حدود 120 دانشجوي دختر و پسر متحصن در سحرگاه امروز با خوردن خرما و چاي روزه گرفتند. وي گفت : هيچ يک از مسؤولان دانشگاه براي گفت وگو به جمع متحصنان نيامده اند و تنها با خانواده دانشجويان تماس گرفته و خواهان برگرداندن متحصنان به منازلشان شده اند. اين دانشجو در پايان تاکيد کرد: تا زمان دريافت پاسخ مناسب از سوي مسؤولان دانشگاه تحصن ادامه دارد. معاون دانشجويي و فرهنگي دانشگاه هنر نيز درباره اعتراض و تحصن دانشجويان دانشگاه به ايسنا، گفت: لغو حكم كميته انضباطي دانشگاه براي دو تن از دانشجويان شوراي صنفي دانشگاه يک از خواسته هاي دانشجويان است كه پيگيري اين مساله نيازمند ارائه اعتراض كتبي دانشجويان براي طرح در كميته تجديدنظر دانشگاه است که هنوز هيچ اعتراضي به دست مسؤولان دانشگاه نرسيده است". ايسنا 13/7/84 تجمع دانشجويان دانشگاه بهشتي در اعتراض به نداشتن خوابگاه /دانشجوي بي خوابگاه، شب را در ترمينال و پارکهاي تهران به صبح مي رساند . جمعي از دانشجويان دانشگاه بهشتي بار ديگر امروز در اعتراض به نداشتن خوابگاه در محوطه دانشگاه تجمع كردند. يکي از اين دانشجويان گفت: بيش از 300 دانشجو امروز در اعتراض به كمبود خوابگاه دانشجويي اعتراض كردهاند. وي گفت: اكثر دانشجويان شهرستاني هستند که به دليل نداشتن خوابگاه و سرپناه شبها را در پارك، ترمينال و خيابانهاي تهران به صبح ميرسانند. دانشجوي ديگري گفت : هيچ يك از مسئولين دانشگاه پاسخگوي اين مشکل بزرگ دانشجويان نيستند و حتي دانشجويان متحصن را به اخراج و برخورد انضباطي تهديد كردهاند. شايان ذکر است، دانشگاه بهشتي امسال علاوه بر کمبود خوابگاه به نسبت دانشجوي پذيرفته شده، امسال مجبور به تخليه دو خوابگاه دانشجويي خود شده است به نحويي که در حال حاضر بيش از 800 دانشجوي اين دانشگاه بي خوابگاه هستند. رييس قوه قضاييه پيش از اين در ديدار وزير علوم، گفته بود: جلوي تمام احكام تخليه دانشگاه ها و خوابگاهها كه توسط دادگاهها صادر ميشود، گرفته خواهد شد و قوه قضاييه پشتيبان وزارت علوم و دانشگاههاست. ايسنا 12/7/84 دادگاه اکبر عطري ، عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت تجديد شد . اولين جلسه رسيدگي به اتهامات اكبر عطري، عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت روز گذشته در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران تجديد شد.محمد شريف، وكيل اكبر عطري در گفت و گو با خبرنگار" ايلنا" با اعلام اين مطلب گفت: در اين جلسه تقاضاي استمهال جهت مطالعه پرونده را كرديم كه با موافقت دادگاه جلسه رسيدگي به روز يكشنبه 17 مهرماه جاري موكول شد. ايلنا 10/7/84 ابراز نگراني خانوادهي يك دانشجوي زنداني از وضعيت وي . خواهر لهراسبي از وضعيت برادرش ابراز نگراني كرد و رسيدگي به وضعيت پروندهي برادرش را خواستار شد. خواهر مهرداد لهراسبي طي تماسي با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: برادرم كه در حوادث سال 78 بازداشت شد، سال گذشته به زندان رجايي شهر منتقل شد اما در اين مدت، به مرخصي نيامده است. وي با ابراز نگراني از وضعيت لهراسبي، از مسوولان خواست تا به وضعيت پرونده برادرش رسيدگي كنند. 10/7/84 ايسنا |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 0:44 قبل از ظهر توسط یوحنا
|
|
||
|
|
زمانی که تنها زیستی در میان جوانان رونق می گیرد |
|
|
تهران، خبرگزاری سینا _ سمیه نصرتی
از چشم انداز کارشناسان مسایل اجتماعی روند رو به رشد مجرد زیستن افراد اعم از زنان و مردان به دلایل متعدد و متنوعی است. "حسین نژاد فلاح" نماينده مردم طالقان و عضو کميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي می گوید: پدیده خانه مجردی بیشتر محصول جنگ نابرابر سنت و مدرنیسم است. نماینده مردم طالقان می گوید: دختران براي فرار از سلطه تاريخي مردان بر زنان و تاريخ مردانه، امروزه ترجيح مي دهند در خانه های مجردی سنکي گزينند، البته بسیاری از دختران به دلیل شرایط تحمیلی خانواده و محرومیت هایی که در آن دارند به زندگی مستقل یا مجردی روی می آورند. وی در گفت و گو با خبرنگار سینا، می افزاید: افراد در زندگی مجردی تابع خانواده نیستند و می توانند کارهایی که علاقمندند به صورت مستقل انجام دهند. نژادفلاح می گوید: از بین بردن تبعیض و انحصارات مردانه در خانواده می تواند در کاهش خانه های مجردی موثر باشد. به گفته این نماینده مجلس، "مقالات و سخنرانیهای فمینیستی در عرصه های مختلف، فکرها را مخدوش و دامنه عدم رضایت زنان در جامعه و وضعیت نامناسب آنها را روز به روز گسترده تر می کند". وی می گوید: شاید روزی بشر نیاز به شکار حیوان را لازمه زندگی می دانست، اما امروز استقلال را جزو لاینفک زندگی تلقی می کند. شاید دخترها در خانواده ها اگر می توانستند مانند پسرها حاشیه امنی داشته باشند، دیگر نیاز به خانه های مجردی را حس نمي کردند. عضو کمیسیون اجتماعی مجلس اظهارداشت: همه شهرهای ایران مردانه ساخته شده اند و متاسفانه زنان حتی نمی توانند رییس فراکسیون جوانان مجلس شورای اسلامی، افرادي را که خانه هاي مجردي مي گيرند به چهار دسته تقسيم مي کند. "هوشنگ حميدي" می گوید: دسته نخست را کسانی تشکیل می دهند که به دلیل فشارها، کمبودها یا تفاوتهای فرهنگی که با خانواده خود دارند به زندگی مجردی روی می آورند. وي دسته دوم را کسانی معرفي مي کند که در جستجوی علم یا شغل مناسب شهر محل سکونت خود را ترک می کنند و به ناچار تن به زندگی مجردی می دهند. به گفته وي دسته سوم کسانی هستند که خود، خواهان ازدواج هستند اما این امر برایشان محقق نمی شود و در ادامه حضورشان را به سبب محدودیت ها در خانه پدری مناسب نمی بینند. حميدي معتقد است: دسته چهارم افرادي هستند که همسران خود را به نوعی ازدست داده اند (طلاق یا مرگ همسر) و مایل به بازگشت به خانه پدری نیستند یا خانواده آنها را طرد می کند و یا از ترس سر بار دیگران بودن به زندگی مجردی تن مي دهند. نماینده مردم سنندج با اشاره به اینکه هیچ کس نمی تواند با صدور بخشنامه یا دستور عملی حق زندگی مستقل را از افراد بگيرد، اظهار داشت: تغییر شیوه زندگی و مدرن شدن شهرها انسانها را به سمت شیوه جدیدی از زندگی سوق می دهد که این شیوه جدید زندگی پیامدی به نام "خانه های مجردی" را در پی دارد. وی معتقد است، مسولان باید با تغییر و تحولات جامعه واقع گرایانه برخورد کنند و پدیده افزايش خانه های مجردی می تواند با استقبال از استقلال افراد آنها را به مسیر پیشرفت و ترقی سوق دهد و از سویی دیگر با برخورد پلیسی می تواند تمام استعدادهای افراد را سرکوب کند. وی می گوید: جامعه جوان ما نیازهایي دارد که مسولان باید به این نیازها واقف باشند. آنها باید کنش و واکنش جامعه را در نظر بگیرند و مدبرانه با مسایل برخورد کنند. |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 11:48 بعد از ظهر توسط یوحنا
|
|
||
|
|
بوی بابونه |
|
|
به نام دوست دژكوه.! نم نم بارون ، تند و تندتر، سنگها و سگها و بره ها رو مي شوره ، بوي بابونه ها پر شده تو هوا . حسين تو اينجائي، تو نگاه غم زده من تصوير ساده و صميمي ت حجم پيدا مي كنه ،صداي بي ريات از دور، نزديك و نزديك تر ميشه. تو اينجائي مرد،! همون جايي كه رد ظرافت كودكي رو با پاي برهنه ميون ِگلُ وشُلِ راه مكتب خونه يادگاري گذاشتي، يادش تورو هم تازه مي كنه نه، گفتي ميون معماي بابونه نگاهت كنم ، اما ديوونه اونم كه مثل خودت ساده است،اونقدر ساده كه فهميدنش خيلي مشكله . مثله خودت ، حسين . جالبه از وقتي رفتي سفر بيشتر همديگرو مي بينيم، ديگه وقتت زياد شده ، با اينكه هيچوقت جزازپشت پنجره بسته تلويزيون و پرچين شعرات تو رو نديدم، اما نگاه آشنات برام خيلي قديميه، تو اينجائي مرد، يه چيزي بگو ، كلي راه واسه ديدن دوباره تو گز كردم ، ...اومدم جنوب، ازهيچ بزرگ بگو پشت اين پنجره،از زندگي بگو ، از اون ملال بي پايان ،از اون چاقوي خود ساخته ،حسين واسه فهميدن همين ها كلي راه و گز كردم ، شيطون!،از نازي بگو، از بهشت بگو،ازكودكي ، عشق ، از درد تنهايي بگووقتي همه جمع مي شدن ، از ناگفته هات ،از درد فلسفه با اون فلامينگوهاي بي شمارش. تو ساحل شور چشمات ،همون هايي كه عينهو دو بره غريبِ گم شده بودن،در گله ي بزغاله هاي غريب تر، راستي ما كه دو نفر بيشتر نيستيم ،پس صداي گريه كي مياد ،چقدر نزديكه...اون كوه رو ببين.. احساس نمي كني زنده مي شي ، با بوي چويل و بيلهراش ،با پونه ها و خارهاش ،با آواز سبزه قبا هاش، گريه نكن،گريه نكن پرنده تكيده ي بي بي،
... گريه كه ديگه عار نيست،رو بالشي كه پر از گريه هاي ننمه،حرمت نگه دار!، ... اين اشكها خون بهاي عمر رفته من است، ... اي آسمان بزرگ! ، در زير بال هاي خسته ام ، چه قدر كوچك بودي تو!
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 12:26 بعد از ظهر توسط یوحنا
|
|
||
|
|
|
|
|
شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی به قطعنامه پيشنهادی اتحاديه اروپا که خواهان ارجاع پرونده فعاليت هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل شده است رأی مثبت داد، هرچند در اين قطعنامه زمان مشخصی برای چنين اقدامی عليه اين کشور درنظر گرفته نشده است.
در قطعنامه ای که عليه ايران تصويب شده، اين کشور متهم به موارد متعدد نقض پيمان بين المللی منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای شده و نسبت به برنامه هسته ای اين کشور ابراز بی اعتمادی شده است.از ميان 35 عضو شورای حکام، 22 کشور به اين قطعنامه رأی مثبت دادند، دوازده کشور رأی ممتنع و يک کشور رأی مخالف.
يمن، الجزاير، برزيل، چين، مکزيک، نيجريه، پاکستان، روسيه، آفريقای جنوبی، سريلانکا، تونس و ويتنام به قطعنامه رأی ممتنع دادند و تنها کشوری که رأی مخالف داد ونزوئلا بود.
دولت هند که ايران به ميزان زيادی روی حمايت آن حساب می کرد به قطعنامه رأی مثبت داد.
به نقل از سایت بی بی سی
در این مدت عده زیادی در رسانه ها در نقد محمود احمدی نژاد او را با محمد خاتمی به چالش می کشند و در مقام مقایسه دولت به ویژه احمدی نژاد با دولت خاتمی بر می آیند.
در صورتی که به اعتقاد عده ای ناکامی های ایران از لحاظ دیپلماسی خارجی ارتباط زیاد با سیاست های خارجی دولت ندارد. زیرا شعار هایی که دولت خاتمی در سیاست خارجی استفاده می کرد تنها از حیث بیانی متفاوت بود و رویکردی محترمانه تر داشت. ولی در معنا همان شعارهای خشک لا تغیری بود که در سالهای پیشین و دولت فعلی می شنویم تنها از دریچه گفتگوی تمدنها بیان می شد.
یکی از عوامل تاثیر گذار در سیاست خارجی ایران ادبیات سیاسی متفاوت در میان دولتها بوده است .
هرگاه ما با ادبیات احترام با جهان در تعامل بوده ایم نتایج بهتری بدست آورده ایم. نتایجی که بیشتر در عمل منازاعات را حل نمی کرد ولی "گفتمانی"تر به این منازعه می پرداخته است و بجای حل مشکل , فرصت قدرت یافتن در همه زمینه ها و دوست یابی در میان دیگر کشورها با سیاست همدردجویی را به ما اعطاء می کرد..
در اواخر دولت خاتمی مسئله هسته ای ایران هم در مناسبات خارجی که در افکار عمومی شکل متفاوتی به خود گرفت که اکنون تفکر غالب بر جامعه می باشد. " تلاش کشورهای استکباری آمریکا انگلیس دشمنان همیشگی ایران با همکاری دشمنان جدید فرانسه و آلمان برای محروم کردن ایران از پیشرفت و معرفت(حق قانونی تمام کشور ها)." و این مسئله را در حکم استقلال و آزادی ما بر شمرده می شود که نبود این فناوری به معنای سرخم کردن در مقابل استکبار می باشد و این اسارت در دست طاغوت است.
اما اینک باید به این سوال همه احاد ملت که از آنها با عنوان عوام نیز یاد می شود پاسخ گفت که آیا در شرایط فعلی باید پذیرفت که۱۸ کشور دیگر آرژانتين، استراليا، بلژيک، کانادا، اکوادور، غنا، مجارستان، هند، ايتاليا، ژاپن، کره، هلند، پرو، لهستان، پرتغال، سنگاپور، اسلواکی، سوئد، نیز به صف دشمنان ما پیوسته اند.؟
و آیا باید به این نکته اهمیتی نداد که ۱۲ کشور دیگر که بسیاری از دوستان قدیمی مان چون روسيه، برزيل، چين، پاکستان، يمن،آفريقای جنوبی، سريلانکا، تونس و ويتنام نیز در میان آنها میباشد نسبت به مسایل هسته ای ما (یا همان پیشرفت علمی و معرفت و استقلال و آزادیمان) اگر بی اعتماد نباشند خوش بین نیز نیستند.
آیا این ثمره طرح ابتکاری رئیس جمهوری که امید می رفت ما را از بن بست نجات دهد می باشد که اینگونه دشمنان تازه ای برایمان به ارمغان می آورد.؟
و آیا در میان ۳۵ کشور عضو آژانس بجز کشور همیشه آزاد ایران مهد آزاد اندیشی و آزادگی تنها کشور ونزوئلا به اهداف ایران در حقانیت اداء ایران اعتقاد دارد( یا بر دشمن بودن آمریکا؟)
دوستان عزیز نظر خود را برای ما بگویید. حتما استفاده خواهیم کرد.
تکیه بر دولتها بدون دیپلماسی فعال و سیاست موجه در نظر افکار عمومی ( جهانی ) راه به جایی نمیبرد . سیاست دولت انتصابی فعلی مبنی بر سرکوب داخلی و باج دهی خارجی ست . بنا بر همین رویه نه میتواند در عرصه افکار جهانی مقبول افتد و نه از پس بده بستانهای بین المللی برآید . باید بپذیریند که همه ی دنیا را نمیشود با بخشش میلیونی بشکه های نفت خرید .... همه که سوریه و حزب اله لبنان و کره شمالی نیستند !!!
درود
امشب مطلبي را در اين خصوص پست ميكنم.چند هفته قبل من مطلبي را نوشته بودم كه ما انرژي هسته اي را در اين شرايط نمي خواهيم.چون بر منافع ملي ما ترجيح ندارد كه من را متهم به وطن فروشي و بي غيرتي كردند....حالا هم نتيجه اش را مي بينند.اما جاي تاسف اينجاست كه بيشترين ضرر را مردم مي كنند و نه اين ابلهان بيي خبر از سيستم اداره ي كشور. پايدار باشيد آقا ما نفهميديم چرا مساله بمب اتمي ايران اين قدر مهمه
مگه اين خارجي ها نمي دونن اگه ايران بمب اتم داشته باشه يا يكي نيس اونو پرت كنه يا هنوز كسي نيست اونو بياره و... بابا اينجا ايرانه !!!!!!! |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 4:7 بعد از ظهر توسط یوحنا
|
|
||